عمو سبزی‌فروش

با سلام
بلاخره عید ماه مبارک هم اعلام شد به همه دوستان این عید را تبریک می گم ولی موضوع عمو سبزی فروش به نقل از اینترنت:

داستانی که در زیر نقل می‌شود، مربوط به دانشجویان ایرانی است که دوران سلطنت «احمدشاه قاجار» برای تحصیل به آلمان رفته بودند و آقای «دکتر جلال گنجی» فرزند مرحوم «سالار معتمد گنجی نیشابوری» برای نگارنده نقل کرد:

«
ما هشت دانشجوی ایرانی بودیم که در آلمان در عهد «احمد شاه» تحصیل می‌کردیم. روزی رئیس دانشگاه به ما اعلام نمود که همۀ دانشجویان خارجی باید از مقابل امپراطور آلمان رژه بروند و سرود ملی کشور خودشان را بخوانند. ما بهانه آوریم که عدۀ‌مان کم است. گفت: اهمیت ندارد. از برخی کشورها فقط یک دانشجو در اینجا تحصیل می‌کند و همان یک نفر، پرچم کشور خود را حمل خواهد کرد، و سرود ملی خود را خواهد خواند.
 

ادامه نوشته

جمعه سیاه

در مجموعۀ ترانه‌های خوانده و اجرا شده ـ از آغاز تا امروز ـ ترانه‌های ماندگاری نیز هست که به نوعی با بخشی از تاریخ سیاسی ـ اجتماعی دوران ما، یا با دوره‌ای از جوانی و خاطرات ما پیوند دارد و هنوزا هنوز همپای یاد و خاطره‌های ماست. 

از جملۀ این ترانه‌ها یکی هم ترانۀ معروف «جمعه» است که به دو واقعۀ اصلی و اثر گذار در تاریخ مبارزات مردمی ـ سیاسی معاصر ایران گره خورده. یکی واقعۀ «سیاهکل» در جمعۀ سرد 19 بهمن سال 1349، و دیگری داغ کشتار مردم در جمعۀ 17 شهریور ماه سال 1357.

در سابقه و تاریخچۀ ترانۀ «جمعه»، باید از فیلم «خداحافظ رفیق» ساختۀ «امیر نادری» گفت و این واقعیت که: کنجکاوی برای شنیدن آن موسیقی و ترانۀ متن و شعر و صدا، تنها عاملی بود که می‌توانست سینماروهای آن‌روزگار را به دیدن این فیلم جذب کند. فیلمی که از اولین فیلم‌های نامتعارف سینمای ایران بود با بازی هنرپیشه‌هایی ناشناخته و نه چندان معروف

ادامه نوشته

دیدارها تازه شدند

دوستان سلام

چند روز قبل با دکتر مالکی تماس گرفتم شروع دوره دستیاری را بار دیگر تبریک گفته و خواهش کردم در صورتی که در بیمارستان محل کارم آمد اطلاع دهد تاقبل از رفتن به تهران بتوانم با دوست و همکلاسی قدیم خود دیداری تاره کنم و این مهم امروز بلاخره رخ داد البته چند وقتی بود که تلفنی یا با پیامک تماس داشتیم ولی وقتی همدیگر را دیدیم یک لحظه نتوانستیم که صحبت کنیم شاید در قیافه جا افتاده یکدیگر دنبال جوانی و شادابی خود می گشتیم  اولین کلمات هم در همین مورد بود عوض شدی ...تو هم عوض شدی ... شاید اگر بیرون می دیدمت نمیشناختمت .. ولی چشمای تو هنوز همونه ...  .. خوب یادم هست حدود بیست سال قبل در ایام تعطیلی برای رفتن به اصفهان  بلیط گیرمان نیامده بود تا بلاخره با یه بوفه اتوبوس( خوشبختانه خالی) راهی اصفهان شدیم دوتایی طاق باز خوابیدیم سرها را در خلاف جهت روی شانه یکدیگرگذاشتیم و  پاها را به شیشه اتوبوس تکیه داده و برای هم جوک و حرفهای مختلف تعریف کرده بودیم   یادش بخیر
 نیم ساعتی با شهاب بودم ولی او باید سر اولین درسهای سونو گرافی می رفت و من هم به اطاق عمل    یه عکس هم با هم گرفتیم   که با اجازه دوستان گذاشتم همین جا:

باسم کربلایی

سلام به همه . امشب که آخرین شبهای ماه رمضان را میگذرانیم خواستم آقای باسم کربلایی را معرفی کنم که با صدای رویایی دعاهای معروف را میخواند.دعای کمیل با صدای باسم را گاهی دوبار پشت سر هم گوش میدهم . بر خلاف دعا خوان های ایرانی که کلی مسایل جنبی اضافه میکنن در عرض ۲۵ دقیقه دعا را به زیباترین شکل میخواند.به نظر من دعای کمیل عاشقانه ترین ارتباط با معبود است.

این هم لینک دعای کمیل با صدای باسم

http://www.sedayeshia.com/multimedia_child.aspx?mid=43

 

 

حرکت نامتعارف خانم وزیر!

مرضیه وحیددستجردی به همراه تعدادی از معاونین و روسای دانشگاههای علوم پزشکی با حضور در بیمارستان قلب و عروق شهید رجایی از بخشهای مختلف این بیمارستان بازدید کردند

انیشتین سر سفره هفت سین پروفسور حسابی

برای توضیح به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته

گروه موسیقی رستاک

امروز سفارش آرش عزیز را انجام دادم و با دادن فقط مبلغ 1500 تومان سی دی همه اقوام من  که کاری تصویری و نوین از گروه رستاک هست را دیده ولذت وافر بردم از آنجایی که قصد خراب کردن بازار این گروه را ندارم برای آشنایی دوستان با این گروه به پاره ای توضیح در مورد گروه و چند لینک mp3  بسنده کردم که دوستان می تونند در ادامه مطلب اون ببینند رستاک به معنی شاخه نو رسته ای است که از بن درخت می روید

در صورت امکان برای حمایت از این گروه فوق العاده سی دی اوریجینال آلبوم رو تهیه کنید

برای اطلاعات بیشتر و احیانا داونلود به ادامه مطلب بروید

 

ادامه نوشته

عكسهايي كه دنيا را تكان مي دهد !!!

عکس روی جلد این هفته‌ی تایم، می‌تواند یکی از همان عکس‌ها گردد. این عکس از آن عایشه، زن خجالتی و ۱۸ ساله‌ی افغانی است. عایشه ازدواج ناموفقی در سنین کودکی داشته و توسط خانواده‌ی همسرش آزار می‌دیده، او از خانه‌ی شوهر فرار می‌کند اما دادگاه(!) طالبان رای به بریدن بینی و گوش‌های او در قبال گناه بزرگش بخاطر نجات جان بی‌ارزش زنانه‌اش می‌دهد! برادر شوهر عایشه او را محکم نگاه می‌دارد، شوهرش ابتدا گوش‌ها و سپس بینی او را می‌برد. حالا عایشه این‌طور زندگی می‌کند، این صورت کنونی زنی ۱۸ ساله است. می‌بینید، بدون آرایش هم سخت زیباست!

حادثه‌ای که بر سر عایشه آمده، مربوط به سال‌های قدرت طالبان در افغانستان نیست، این حادثه، همین سال قبل رخ داده. این به عقیده‌ی عایشه، و به درستی، بخاطر سازش دولت افغانستان با طالبانی‌هاست. عایشه در حال که صورت آسیب‌دیده‌اش را لمس می‌کرد گفت: «این کاری است که آن‌ها با من کرده‌اند. چطور می‌توانیم با آن ها صلح کنیم؟»

اما درباره‌ی این عکس، که توسط عکاس اهل آفریقای‌جنوبی، جودی بایبر، گرفته شده خبرنگار «تایم» می‌خواست ابتدا از امنیت جانی عایشه پس از چاپ این عکس مطمئن شود. عایشه دقیقاً می‌داند با چاپ این عکس، سمبل دردهای زنان افغان بخاطر آسیب‌های طالبان خواهد شد. او اکنون در مکانی سِرّی و تحت محافظت زندگی می‌کند. قرار است عایشه برای جراحی ترمیمی به آمریکا فرستاده‌شود. همچنین «تایم» بخاطر آثار ترسناک این تصویر تکان‌دهنده بر کودکان عذرخواهی کرده‌است. با این وجود، کسی چندان به کودکان افغان فکر نمی‌کند که با خطر رفتن پایشان روی مین دست به گریبانند، و احتمال دارد هم‌بازی‌هایشان را با دست و پای قطع شده ببینند، و این‌که این تصاویر چه آسیب‌های روحی مخربی بر آن‌ها وارد می‌آورد. تایم این عکس را به مثابه یکی از هزاران اسناد افشا شده در سایت ویکی‌لیکس می‌‌داند که در حضور نیروهای آمریکایی در افغانستان رخ داده‌است، چرا که این عکس، ترکیبی است از حقیقت تأثر انگیز و بینشی بر چگونگی زیستن در سرزمین افغانستان و پی‌آمد تصمیماتی است که با دروغ و پنهان‌کاری اتخاذ می‌شود.

در ماه جون، کرزای صلحی ضمنی با طالبانی‌ها کرد، «تام مالینووسکی» ، یک دیده‌بان صلح، در این‌باره با کرزای ملاقات کرد. کرزای اما اولویت را به زنده نگاه داشتن می‌دهد تا رعایت حقوق‌ انسانی افغان‌ها. مالینووسکی اظهار کرد: «کرزای از من پرسید کدام‌یک مهم‌تر است؟ حفاظت از حقوق یک دختر برای رفتن به مدرسه، یا نجات زندگیش؟» این‌طور که به نظر می‌رسد، آقای کرزای قرار است مردم افغانستان را به قیمت بریده شدن گوش، بینی، انگشتان، دست و پا بالاخره جوری زنده نگه دارد! این مصالحه، به حق، زنان افغانی را بخاطر امنیت و زندگی‌شان نگران می‌سازد.

منبع:

http://vatandownload.com/