داستانی با زبان عکس

این هم صفحه اول داستان:

 

خوب برای اینکه شکل سایت به هم نخوره برای دیدن  باقی داستان ادامه مطلب  را کلیک کنید:

 

ادامه نوشته

خاطره

نوشتن خاطرات دوران تحصیل و دانشجویی در وبلاگ میتونه باعث نشاط و تقویت دوستی بشود.

اگه یادتون باشه درس ایمنی شناسی را دکتر پاکزاد ارائه میکرد که بصورت پروازی آخر هفته برگزار میشد. دکتر پاکزاد آدم مرتب و کمی سخت گیر بود و معمولا سر کلاسش شوخی نمی شد کرد . دیر آمدن هم مساوی بود با نیامدن چون بعد از خودش کسی را راه نمیداد.یه روز که حدود نیم ساعتی از کلاس گذشته بود حسن داوری حفظ الله که خیلی دانشجوی مرتبی بود و تقریبا ۷۰٪ کلاس ها را تشریف نمی آوردن هوس کرده بودن یه حالی به دکتر پاکزاد بدن ولی نیم ساعتی از کلاس گذشته و دکتر پاکزاد هم که سختگیر. حسن داوری  آدم با مزه ولی بی خیالی بودن وارد کلاس شدن . همه سرشون را برگردوندن به طرف در .حسن هم یک سلام علیکم بلند و خیلی غلیظ گفت . همه از جمله دکتر پاکزاد زدیم زیر خنده و حسن هم رفت طرف خانم ها نشست. کلاس که آرام شد دکتر به درس ادامه داد و خاطره اش موند.خداوند حسن داوری و دکتر پاکزاد و خودم و خودت و خودش و داود و مهران و جیواد و بقیه را سلامت نگه دارد

چند عکس از جوانی  مشاهیر

دوستان سلام جند تا عکس از مشاهیر دنیا پیدا کردم شاید برایتان جالب باشه اولیش استاد هنر کمدی چارلی چاپلینه:

خوب برای بقیه عکسها می تونید ادامه مطلب را کلیک کنید

ادامه نوشته

واکسن زدن خانم وزیر

بدون شرح دوستان شرح بدهند