بهار۱۳۹۱ پیشاپیش مبارک
من كه مشتاق ديدارم
شماچي ؟؟؟
لطفادرموردهماهنگي وپيشنهاد كي وكجا ويك ديدار دست جمعي نظر بديد
درضمن جهت درج ایمیلتان درلیست اسامی اینجا را کلیک کنید
مصطفی رحماندوست در خبرآنلاین نوشت:در سالهای گذشته بسیار پیش آمده که گناهان من را به اسم برادرم نوشتهاند و نیکیهایش را به حساب من گذاشتهاند.
برادرم – مجتبي رحماندوست - جانباز صادقي است كه در جبهههاي سياست فعاليتهاي زيادي دارد و من، شاعر و نويسندهاي كه معتقد است قطار سياست خالي است... و بر اين باورم كه در نهايت هنرمندان هستند كه هدايت جوامع را بر عهده دارند و نه سياستمداران اگرچه به ظاهر و البته كوتاهمدت قدرت به دستشان باشد.
مردم ساعت دلشان را با هنر و معنويت تنظيم ميكنند.
اين روزها بزرگترها هم به من سلام ميكنند و شگفتي دارد كه پيش از اين فقط بچهها سلامم ميدادند و همه از سر اشتباهي كه: عمو مصطفي هم كانديد شده؟
نه! من وقت رفتن به مجلس را ندارم چرا كه لبخند يك كودك ايراني كه با شعرم به نشاط آمده را با هيچ چيز عوض نميكنم...
به همين دليل ميگويم كه من برادرم مجتبي نيستم...
به نوبه خود گرفتن اسکار توسط
آقای اصغر فرهادی
بابت فیلم جدایی نادر از سیمین را به همه دوستان تبریک می گویم در ضمن از دیار شهر سده
یا خمینی شهر (همایون شهر زمان شاه) می باشد و یه جورایی با دکتر جلالی همشهری می باشند ایشان در زمان گرفتن جایزه اینگونه گفت"
” سلام به مردمِ خوب سرزمینم. در این لحظه بسیاری ایرانیان سرتاسر جهان دارند ما را نگاه می کنند. فکر می کنم آن ها بسیار خوشحال اند. آن ها تنها به خاطر این جایزه ی مهم یا یک فیلم یا فیلم ساز خوشحال نیستند. آن ها خوشحال اند چون در این زمان که صحبتِ جنگ و تهدید و حمله بین سیاستمداران رد و بدل می شود، این جا صحبت از فرهنگ غنی کشورشان ایران است. یک فرهنگ غنی و قدیمی که زیر گرد و غبار سیاست پنهان مانده است. من با افتخار این جایزه را تقدیم مردم سرزمین ام می کنم. مردمی که برای همه فرهنگ ها و تمدن ها احترام قائل اند و با نفرت و خشونت سر سازگاری ندارند
برای داونلود فیلم گرفتن جایزه اسکار توسط ایشان به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب
|
اقای دکتر علی ابراهیمی |
متخصص پوست هیئت علمی کرمانشاه-رئبس گروه پوست |
|
خانم دکترشهرزاد اخلاقی |
پ ع تامین اجتمایی قزوین |
|
اقای دکتراسفندیاری |
؟؟ |
|
اقای دکترنوذرایروانی |
ب امیرالمومنین اهواز |
|
خانم دکتر شهرزاد بارود کوب |
پ.ع اهواز |
|
پ ع تامین اجتماعی تویسرکان | |
|
اقای دکترتبرک پور |
پ ع کرج |
|
اقای دکتربهنوش ترک زبان |
ب امیرالمومنین اهواز |
|
خانم دکترحمیراجعفری |
؟؟ |
|
اقای دکتر احمدجلالی |
پ ع اصفهان |
|
اقای دکترجمشیدجورابیان |
رزیدنت طب اورژانس |
|
اقای دکتر محسن جیواد |
متخصص بیهوشی ناجا تهران |
|
اقای دکتر محمدرضاحسینی |
پ ع رحمت اباد اصفهان-رزیدنت داخلی اصفهان |
|
خانم دکترمهستی حسینی |
؟ |
|
اقای دکتر رامین حیدری |
کانادا |
|
اقای دکتراحمدخیرخواه |
دانشگاه تهران جراح چشم پزشک-هیئت علمی |
|
پ ع نجف اباد- کلینیک دیابت | |
|
اقای دکتردیانت (دریکوند) |
جراح عمومی |
|
اقای دکترحمید دواتگر |
مدیر بیمارستان گلستان اهواز |
|
اقای دکتراصغرربیعی |
متخصص اطفال بروجن |
|
اقای دکتررحمدل |
؟ |
|
اقای دکترمهران رضوانی |
متخصص بیهوشی هیئت علمی اصفهان-فلوشیپ دانشگاه تهران |
|
خانم دکتر فرانک ساعدی |
؟ |
|
اقای دکتر هوشنگ سلیمانی |
رادیولوژیست اصفهان |
|
اقای دکترسعید ظهرابی |
قم |
|
اقای دکتر اسعدعثمانی |
؟ |
|
اقای دکترشهرام عدالت پژوه |
پ ع تهران |
|
اقای دکتر محمدعلیپور |
متخصص بیهوشی مشهد |
|
اقای دکتر ابوالقاسم عینی |
پ ع نجف اباد-معاونت درمان شبکه |
|
خانم دکتر پرندغفاری |
پ ع کودکان تهران |
|
اقای دکتر فرامرز غفاری |
پ ع نفت ابادان |
|
اقای دکتر امجد فیلی |
پ ع ایلام – ایوان غرب |
|
خانم دکتر الهام قدردوست نخچی |
پ ع اموزش وزارت بهداشت |
|
اقای دکتر مسعودقربانلو |
بیهوشی قلب تهران |
|
اقای دکتر عباس قندرچی |
متخصص قلب دزفول |
|
اقای دکتر ارش قنواتی ایمیل |
فوق تخصص جراحی قلب وعروق تهران وقم |
|
خانم دکتر مدینه کاظمی |
پ ع نجف اباد |
|
اقای دکتر امیررضاگلچیان |
متخصص طب سنتی و سوزنی مشهد |
|
اقای دکترحسین لاله |
رزیدنت ارولوژی تهران |
|
اقای دکتر شهاب مالکی |
رزیدنت رادیولوژی اصفهان |
|
اقای دکتر علی محمودی |
متخصص ارتوپدی کانادا |
|
اقای دکتر محمود مظفرزاده |
پ ع امریکا |
|
اقای دکتر علی مکوندی |
ب امیرکبیر اهواز |
|
اقای دکتر بیژن ممبینی |
؟؟ |
|
اقای دکتر ساسان موگهی |
متخصص عفونی و رییس بیمارستان |
|
اقای دکترکورش پورترکان |
روحش شاد وقرین رحمت الهی |
|
اقای دکتر شهیارمیرخشتی |
اموزش مداوم اهواز |
|
اقای دکتر منصورمیرزاعلی |
متخصص قلب گرگان |
|
اقای دکتر محمدرضانداف |
شبکه بهداشت دزفول |
|
اقای دکتر علی نصری |
رزیدنت رادیولوژی بهشتی تهران |
|
اقای دکتر سید مهدی نوری |
رزیدنت گوش و حلق تهران |
|
اقای دکترنوری نژاد |
؟ |
|
اقای دکترحسن وفقی مجرد |
خدمات درمان ارتش تهران |
|
اقای دکترغلامعباس هدایت پور |
فوق تخصص خون و انکولوژی اصفهان |
|
اقای دکتراحمدرضاهژریان |
متخصص بیهوشی فارس |
|
اقای دکتر رضاهمتی |
ب امیرالمومنین اهواز |
|
اقای دکتر مهیارمیرحیدری |
؟ |
|
اقای دکترمجید صادقی |
رزیدنت سوریه |
|
اقای دکترکامران فتاحی |
پ ع همدان |
|
اقای دکتر عترت خواه |
پ ع دزفول |
|
اقای دکترفرهاد فرخ نژاد |
روحش شاد وقرین رحمت الهی |
|
اقای دکتر محمدعلی مهدوی |
پ ع ذزفول |
|
اقای دکتر فرشید پی افرین |
پ ع اهواز |
|
اقای دکتر علی حبیبی |
پ ع ساری |
|
اقای دکترمهدی بیات |
پ ع نیروی انتظامی اراک |
|
اقای دکتر علی هدایتی |
روحش شاد وقرین رحمت حق |
|
اقای دکتر احمدرضا (فرزین) بریان |
متخصص بیهوشی اقلید شیراز |
|
اقای دکتر بابک بوب |
متخصص بیهوشی تورنتو کانادا |
|
اقای دکتر محمد استاد عباسی |
متخصص بیهوشی بهبهان (تا دوسال پیش) |
|
اقای دکتر علی حبیبی |
رئیس ستاد هدایت ساری |
|
اقای دکتر پیام صبا |
متخصص بیهوشی اهواز |
|
اقای دکتر سید مهدی هاشمی سیگاررودی |
؟ |
|
اقای دکتر مجتبی محمدی |
؟ |
|
خانم دکترافروزفاضل |
رادیولوژیست نجف اباد |
|
خانم دکتر میترانژادچهرازی |
ب امیرکبیر اهواز |
|
اقای دکتر مهران بیات |
اراک |
|
اقای دکتر یحیی مدیحی |
فوق تخصص کلیه اطفال هئیت علمی اصفهان |
|
اقاي دكتر محسن كاشي |
متخصص اطفال تهران |
|
خانم دكترفرخنده جمشيدي |
رزيدنت پزشكي قانوني |
|
خانم دكترفروزان صادقيان |
بيمارستان ابوذر اهواز |
|
خانم دكتر صغري گيج |
شوشتر |
|
خانم دكترفريبا عبدالهي |
كرج |
|
خانم دكترفروغ رياحي |
فوق تخصص روانپزشكي اطفال |
|
اقاي دكتر دانش |
پ ع اهواز |
|
اقاي دكتر غريب رضا |
متخصص ارولوژي دزفول |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
اقای دکتر
یادش بخیر
روزای اول بامینی بوس ازخوابگاه سینا اومدیم دانشگده ، پشت ساختمان علوم پایه پیاده شدیم وبطرف کلاسها رفتیم ، حدودا 20-30 نفربودیم ، یکی ازپشت سرگفت اقای دکتر ، یادم نمیردکه تمام بچه ها برگشتند وبه عقب نگاه کردند وبعدهمگی زدیم زیر خنده ، اخه اولین باری بود که یکی دکتر صدامون می کرد ،
بعدها درزمان اینترنی توبیمارستان هرچه پرستارصدامیزد اقای دکتر.... اقای دکتر .... سرمونومیکردیم توگردن اروم ازیه گوشه ای درمیرفتیم ، چون میدونستیم اگه برگردیم کلی بیگاری باید انجام بدیم.
حالاچه ازاینکه دکترصداتون میکنند چه احساسی بهتون دست میده .
خوراک ابگوشت تخم مرغ
سلام خوابگاه انقلاب که یادتون هست.
منوعلی ابراهیمی وشهاب مالکی ومحمد علیپورهم اتاق بودیم .
روزه جمعه بود که شب هوس کردم ابگوشت بخورم ولی بدون گوشت وسیب زمینی وپیازو......که نمی شد ابگوشت درست کرد
بلاخره یه کم اب ریختم توی قابلمه وگذاشتم روی گاز"گازتوی فلت بود " وقتی اب جوش اومد چندتا تخم مرغ انداختم توش وصبر کردم تاپخته شه
توی این فاصله رفتم توی اتاق همسایه (اسعد عثمانی ومهیارمیرحیدری وامجد فیلی ) که یه حال واحوالی باهاشون کنم
بعدازچند دقیقه ای برگشتم ابگوشت رابرداشتم واوردم تواتاق وهرچه تعارف کردم به بچه ها که یه لقمه ای همراهی کنند اما هیچکدوم بام همسفره نشدند
تعجب کردم!!!! اینا که اینجوری نبودند ؟؟؟
من ابگوشتم راخوردم که خیلی هم بد مزه شده بود ولی خوب پام روبیل مونده بودوچشمتون روزه بد نبینه نیم ساعت بعد شروع کرد دلم درد بگیردولحظه به لحظه به
شدتش اضافه میشد تااینکه بلاخره علی اقا پشنهاد داد که بریم بیمارستان .توبیمارستان پس منیج ودرمان وبهبودی نسبی عازم خوابگاه شدیم .
درحین اینکه گیج ومنگ بودم شنیدم که رزیدنت داخلی دارد به بچه ها میگه " شما که دانشجو پزشکی هستید چرا ازاین شوخیها می کنید خیلی خطرناکه "
بله بعدا متوجه شدم که یکی توابگوشت من شمع (پارافین ) انداخته واونم کاملا ذوب شده ومن هم میل کردم
حالاحدس بزنید ازاین چندتا اقای مظلومی که هم اتاق ویا هم فلت من بودند کدومشون این کارو کردند ؟؟؟؟؟؟؟
وفا نكردي و كردم، خطا نديدي و ديدم
شكستي و نشكستم، بُريدي و نبريدم
اگر ز خلق ملامت، و گر ز كرده ندامت
كشيدم از تو كشيدم، شنيدم از تو شنيدم
كي ام، شكوفه اشكي كه در هواي تو هر شب
ز چشم ناله شكفتم، به روي شكوه دويدم
مرا نصيب غم آمد، به شادي همه عالم
چرا كه از همه عالم، محبت تو گزيدم
چو شمع خنده نكردي، مگر به روز سياهم
چو بخت جلوه نكردي، مگر ز موي سپيدم
بجز وفا و عنايت، نماند در همه عالم
ندامتي كه نبردم، ملامتي كه نديدم
نبود از تو گريزي چنين كه بار غم دل
ز دست شكوه گرفتم، بدوش ناله كشيدم
جواني ام به سمند شتاب مي شد و از پي
چو گرد در قدم او، دويدم و نرسيدم
به روي بخت ز ديده، ز چهر عمر به گردون
گهي چو اشك نشستم، گهي چو رنگ پريدم
وفا نكردي و كردم، بسر نبردي و بردم
ثبات عهد مرا ديدي اي فروغ اميدم؟
ولی داستان عشق و خیانتی که باعث سروده شدن این شعر شد به گوش کمتر کسی رسیده
مهرداد اوستا در جوانی عاشق دختری شده و قرار ازدواج می گذارند. دختر جوان به دلیل رفت و آمد هایی که به دربار شاه داشته ، پس از مدتی مورد توجه شاه قرار گرفته و شاه به او پیشنهاد ازدواج می دهد.
دوستان نزدیک اوستا که از این جریان باخبر می شوند، به هر نحوی که اوستا متوجه خیانت نامزدش نشود سعی می کنند عقیده ی او را در ادامه ی ارتباط با نامزدش تغییر دهند. ولی اوستا به هیچ وجه حاضر به بر هم زدن نامزدی و قول خود نمی شود . تا اینکه یک روز مهرداد اوستا به همراه دوستانش ، نامزد خود را در لباسی که هدیه ای از اوستا بوده ، در حال سوار شدن بر خودروی مخصوص دربار می بیند...
مهرداد اوستا ماه ها دچار افسردگی شده و تبدیل به انسانی ساکت و کم حرف می شود. سالها بعد از پیروزی انقلاب ، وقتی شاه از دنیا می رود فرح یا نامزد اوستا به فرانسه ..
در همان روزها ، نامزد اوستا به یاد عشق دیرین خود افتاده و دچار عذاب وجدان می شود. و در نامه ای از مهرداد اوستا می خواهد که او را ببخشد. اوستا نیز در پاسخ نامه ی او تنها این شعر را می سراید
سلام دوستان چند وقت پیش اتفاقی با آقایی به نام محمد محسن سوری آشنا شدم. خوب که با هم صحبت کردیم یه جورایی آشنا در اومدیم در واقع آقای سوری برادر یکی از اساتید خودمان در اومد بله مهندس حمید سوری قدیم را عرض می کنم که میدونم همه شما از درس بهداشت ایشان خاطره دارید و میدانید آقای دکتر سوری 21-22 سال قبل چقدر محترم و منظم بودن خوشحالم عرض کنم ایشان درجه پروفسوری خود را هم گرفته اند و اگر اشتباه نکنم مدیر گروه اپیدمیولوژی دانشگاه شهید بهشتی شدند به برکت برادرشان تونستم چند دقیقه ای هم با استاد سوری صحبت کنم صداشون هنوز همون گرمی و محبت همیشگی را داشت
ولی در مورد برادرشون باید عرض کنم که از شاعران به نام و قوی این مرز و بوم هستند با تخلص سهره چند تا از شعرهای ایشون و عکس جلد کتابهاشون را در ادامه مطلب میگذارم من که خوشم اومد تا چه قبول افتد و چه در نظر آید
ادامه مطلب
ابتدا وظیفه خود می دانم ۱۳ رجب میلاد
امام علی (ع) روز پدر و روز مرد را به همه پدران
و مردان قدیمی
(سبیل ذغالی ) و جدید بلاخص بچه های۶۷ تبریک
بگم و افتخار کنم که در
شب چنین روزی خدمت دوست عزیزمان دکتر محسن جیواد بودم آن هم
به اتفاق دوست بسیار عزیز دکتر جلالی
برای دیدن عکسهای بیشتر به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب
آخر سال شده و یک سال دیدن روزهای مختلف و پر حادثه سال ۸۹ کم کم داره خسته امان میکنه

در این لحظات شاید اگر فرصت کنیم مدتی بشنیم پای موسیقی شاید کمی آرامتر شویم بخصوص اگر این موسیقی نوید بخش سال جدید باشه در ادامه مطلب این پست چند تا عکس با حال و یه آهنگ از اساتید موسیقی گذاشتم ایشالا هیچوقت خسته نشید سال پر برکت و پر از موفقیت و خوشبختی برایتون آرزو می کنم
ادامه مطلب
-الو سلام
-سلام علیکم
- آقای دکتر قندرچی؟
-بله بفرمایید...
خوب اگر دوست دارید بقیه مصاحبه تلفنی را بخوانید و چند عکس با حال هم ببینید حتما ادامه مطلب را بفشارید
ادامه مطلب
دوستان این هم یه عکس از من و دکتر پیام صبا در کنگره بیهوشی اهواز:

برای دیدن بقیه عکسهای اهواز به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب
سلام دوستان
چهارشنبه 22 دی ماه برای کنگره بیهوشی به اهواز رفتم البته کنگره در بیمارستان بزرگ شرکت نفت و با همکاری دانشگاه علوم پزشکی اهواز و شرکت نفت برگزار شده بود آخرین بار که اهواز بودم حدود 10 سال قبل و پس از اتمام سربازی در شهریور 1380 بود
دیروز هم تا حدود ساعت 16 در کنگره بیهوشی بودم و یک دفعه به خود آمدم دیدم فقط یه ساعت وقت دارم تا خاطرات قدیم را زنده کنم راستی شما بودید تو بک ساعت کجا می رفتید به خوابگاههایی که هیچکس تو اونجا شما را نمیشناسن؟ یا به خود دانشگاه می رفتید یا به بیمارستانهایی که در آنها کشیک داده , خنده و دعوا وکلی خاطره توش دارید یا به بازار ماهی فروشها شاید هم به بازار کاوه میرفتید و یه سمبوسه خوشمزه می خوردید (چن باری با بابک بوب رفته بودیم) . شاید هم به پیتزا فروشی های کیانپارس می رفتید ( چند باری با فرزین(احمد رضا) هژبریان رفته بودیم) شاید هم به سینما می رفتید و تو این یه ساعت یه فیلم هنری میدید(یادش بخیر چند باری با دکتر تبرک پور رفته بودیم ) خوب اگر دوستان میخواند بدونند تو این به ساعت چیکار کردم و چند تا عکس جدید ببینند به ادامه مطلب هم عنایتی بکنند
ادامه مطلب
صبح زود بود. توریست آمریکایی به ماهیگیر نگاه می کرد که تازه از صید برگشته بود. یک ماهی بزرگ در قایقش بود. به او گفت: با این سرعتی که داری چرا ماهی های بیشتری نمی گیری؟؟؟
ماهیگیر گفت: همین هم خرج زن و بچه هایم را در می آورد...
توریست گفت: بقیه ی روز را چه کار می کنی؟؟؟
گفت: با بچه هایم بازی می کنم، کتاب می خوانم، از مناظر اینجا لذت می برم، باغچه کوچک جلوی خانه را بیل می زنم و با دوست هایم در دهکده نوشیدنی می نوشم...
توریست گفت: اگر بیشتر ماهی بگیری، با پول اضافه اش می توانی چند قایق دیگر بخری. بعد از آن می توان بدون واسطه جنس هایت را بفروشی. بعد می توانی با پول اضافه ات یک کارخانه ی کنسرو سازی
همین اطراف بزنی...
ماهیگیر گفت: بعد چی؟؟؟
* بعد می توانی به نیویورک بروی در بورس سرمایه گذاری کنی.
ماهیگیر گفت: بعد چی؟
* بعد دیگر وقت خوشگذرانی است، سهام ات را در موقع مناسب می فروشی.
ماهیگیر پرسید: بعد چی؟
*بعد با میلیون ها دلار پول ات می توانی یک کلبه همین اطراف بخری.
ماهیگیر پرسید: بعد چی؟
*** بعد می توانی با بچه هایت بازی کنی، کتاب بخوانی، از مناظر اینجا لذت ببری، باغچه کوچک جلوی خانه را بیل بزنی و با دوست هایت در دهکده نوشیدنی بنوشی…
می بینید که چینی ها تو خیلی چیزا از ما جلوترند حتی تقلب
از جمله تخم مرغ که اخیرا به بازار اومده و ممکنه شما را به اشتباه بیاندازد جالب اینه که اکثر مردم ممکنه تفاوت این دوتا تخم مرغ اصلی و تقلبی را متوجه نشن و زمان سرخ کردن هم مثل نوع اصلی در روغن عادی سرخ میشه و حتی طعم اون هم بهتره ولی خطر مسمومیت شیمیایی داره
در چین قیمت تخم مرغ اصلی کیلویی۵.۵ یوان و نوع تقلبی فقط کیلویی ۰.۵ (نیم) یوان هست در ادامه مطلب نحوه درست کردن مصور این تخم مرغ را گذاشتم تا بلکه یه کم به خودمون بیاییم

بفیه عکسها را در ادامه مطلب ملاحظه نمایید
ادامه مطلب
بلاخره عید ماه مبارک هم اعلام شد به همه دوستان این عید را تبریک می گم ولی موضوع عمو سبزی فروش به نقل از اینترنت:
داستانی که در زیر نقل میشود، مربوط به دانشجویان ایرانی است که دوران سلطنت «احمدشاه قاجار» برای تحصیل به آلمان رفته بودند و آقای «دکتر جلال گنجی» فرزند مرحوم «سالار معتمد گنجی نیشابوری» برای نگارنده نقل کرد:
«ما هشت دانشجوی ایرانی بودیم که در آلمان در عهد «احمد شاه» تحصیل میکردیم. روزی رئیس دانشگاه به ما اعلام نمود که همۀ دانشجویان خارجی باید از مقابل امپراطور آلمان رژه بروند و سرود ملی کشور خودشان را بخوانند. ما بهانه آوریم که عدۀمان کم است. گفت: اهمیت ندارد. از برخی کشورها فقط یک دانشجو در اینجا تحصیل میکند و همان یک نفر، پرچم کشور خود را حمل خواهد کرد، و سرود ملی خود را خواهد خواند.
ادامه مطلب
از جملۀ این ترانهها یکی هم ترانۀ معروف «جمعه» است که به دو واقعۀ اصلی و اثر گذار در تاریخ مبارزات مردمی ـ سیاسی معاصر ایران گره خورده. یکی واقعۀ «سیاهکل» در جمعۀ سرد 19 بهمن سال 1349، و دیگری داغ کشتار مردم در جمعۀ 17 شهریور ماه سال 1357.
در سابقه و تاریخچۀ ترانۀ «جمعه»، باید از فیلم «خداحافظ رفیق» ساختۀ «امیر نادری» گفت و این واقعیت که: کنجکاوی برای شنیدن آن موسیقی و ترانۀ متن و شعر و صدا، تنها عاملی بود که میتوانست سینماروهای آنروزگار را به دیدن این فیلم جذب کند. فیلمی که از اولین فیلمهای نامتعارف سینمای ایران بود با بازی هنرپیشههایی ناشناخته و نه چندان معروف

ادامه مطلب
چند روز قبل با دکتر مالکی تماس گرفتم شروع دوره دستیاری را بار دیگر تبریک گفته و خواهش کردم در صورتی که در بیمارستان محل کارم آمد اطلاع دهد تاقبل از رفتن به تهران بتوانم با دوست و همکلاسی قدیم خود دیداری تاره کنم و این مهم امروز بلاخره رخ داد البته چند وقتی بود که تلفنی یا با پیامک تماس داشتیم ولی وقتی همدیگر را دیدیم یک لحظه نتوانستیم که صحبت کنیم شاید در قیافه جا افتاده یکدیگر دنبال جوانی و شادابی خود می گشتیم اولین کلمات هم در همین مورد بود عوض شدی ...تو هم عوض شدی ... شاید اگر بیرون می دیدمت نمیشناختمت .. ولی چشمای تو هنوز همونه ... .. خوب یادم هست حدود بیست سال قبل در ایام تعطیلی برای رفتن به اصفهان بلیط گیرمان نیامده بود تا بلاخره با یه بوفه اتوبوس( خوشبختانه خالی) راهی اصفهان شدیم دوتایی طاق باز خوابیدیم سرها را در خلاف جهت روی شانه یکدیگرگذاشتیم و پاها را به شیشه اتوبوس تکیه داده و برای هم جوک و حرفهای مختلف تعریف کرده بودیم یادش بخیر
نیم ساعتی با شهاب بودم ولی او باید سر اولین درسهای سونو گرافی می رفت و من هم به اطاق عمل یه عکس هم با هم گرفتیم که با اجازه دوستان گذاشتم همین جا:





